امیر مهدی جوجوامیر مهدی جوجو، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره
هم دل شدن ماهم دل شدن ما، تا این لحظه: 14 سال و 25 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

امیر مهدی جوجو

روزهای آخر بهمن

1393/11/29 8:04
نویسنده : ترنم
292 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر قشنگ من از شنبه هی میخوام بیام برات بنویسم ولی متاسفانه فرصتش پیدا نشد تا امروز

عرض شود خدمت پسری و دوستای گلمون تو این ماه که 22 بهمن روز جشن پیروزی انقلابه و میریم راهپیمایی برای بیعت مجدد niniweblog.comصبحش با کلی شوق و ذوق پسری رو آماده کردم که ببرمش راهپیمایی هوا رو که نگو افتضاح گرد و خاک همه آسمون شهرمونو گرفته بود و هنوز هم مهمون ما هستن ولی این باعث نشد که ار رفتن به راهپیمایی منصرف شیم با این حال پسری رو آماده کردیم و خواستیم بریم که پسری گشنش بود براش شیر درست کردیم و بعد از اینکه شیر رو خورد کلی بالا آورد و همه لباساش رو خراب کرد مامان بزگ ازمون خواست پسری رو با این حال نبریم راهپیمایی و منم مجبور شدم قبول کنم دلخور این بود که من و بابایی تنهایی رفتیم که البته اونجا بخاطر ازدحام جمعیت به بابایی گفتم چقدر خوب شد امیر مهدی رو نیاوردیم وگرنه تو این شلوغی بلایی سرش میاوردیم و فقط تونستم برا پسری یه پرچم بیارم اینم یه عکس از راهپیمایی مردم شهرمون  آفرین به این مردم که همیشه هستن و باعث افتخارنتشویق

راستی از شبش نگفتم که از تراس خونه مامان بزرگ بیرونو نگاه میکردیم و آسمون نور بارون میشد و تو چشماتو گرد میکردی و با تعجب نگاه میکردی ما هم کلی برا چشمای گردت ذوق میکردیم

حالا بریم سر وقت کارای پسری

عزیزم حالا دیگه کامل خودت میشنی و احتیاجی به ما نداری البته ما هم ریسک نمیکنیم و همیشه یه متکا پیشت میزاریم که خدایی نکرده یه وری نیافتی چون بعضی وقتا اینجوری میشی خندونک برا بیرون رفتن کلی ذوق میکنی پریروز مامانی رو تا سر خیابون همراهی کردی که میخواستم بیام اداره و دیروز هم که از سر کار برگشتم دیدم نیستی و بابایی گفت با مامان بزرگت رفتی خونه خاله بابایی و میگفت کلی ذوق داشتی که بری بیرون .. هر وقت قطره آهن  بهت میدیم بالا میاری مجبوریم بریزم ته گلوت که مزشو حس نکنی و فوری هم یه چیز شیرین بهت بدیم که مزش یادت بره بدبو .. وقتی برات دست میزینم تو هم میخوای دست بزنی ولی چون بلد نیستی هی دستاتو تکون میدی و میخورن بهم الهی من قربونت بشم بغل

حالا بریم سر وقت عکسای خوشگلت مامان جون

مراحل یه وری شدن پسری به روایت تصویرخندونک

مراحل ذوق پسری خندونک

و عکسای خوگل پسرم که اتخاب بینشون سخته و همه رو گذاشتم تو یه پیج

 

پسندها (6)

نظرات (13)

مامان فاطمه سادات
29 بهمن 93 16:44
سلام مامان گل برای دست دسی امیر مهدی خودتون دستش رو بگیرین رو باهم دست بزنید منم با فاطمه سادات تمرین کردم عزیزم امیدوارم که هرچه زودتر هوای شهرتون خوب بشه میفهمم چی میگی آخه ماهم اهل یزدیم و یه کم از این گرد خاکهای شما رو داریم امیر مهدی جون رو ببوس
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم امیر مهدی حالا دیگه خودش دست میزنه خدا رو شکر با این برفی که اومد هوای شهرمون هم قشنگ شد من یزد اومدم شهر قشنگیه بله متاسفانه یزد یه شهر کویری و گرد و خاک دار به امید روزی که مطئولین یه فک بکنن
مامان علی
29 بهمن 93 20:10
سلام..ما هم رفته بودیم راهپیمایی..خدا دو شکر.. چه خبرا؟؟؟ عزیزم چرا نمیای وایبر گروهمون سرجاست..الان تو لاین نیستیم بلکه تو وایبریم..بوووس راستی پسرت چه اداهایی در میاره.الهی
ترنم
پاسخ
سلام چه خوب علی رو هم بردی با خودت؟؟ .. سلامتی عزیزم امیر مهدی حالادیگه کاملا دست میزنه راستش نت ندارم مرضیه جون چشم میام ...بوووس خیلی خودشو لوس میکنه و دلبری میکنه
مامان خانمی
30 بهمن 93 0:27
آفرین به خوشگل پسر که اینقدر آقاست خدا حفظت کنه عسلک
ترنم
پاسخ
ممنون خاله مهربون
♥ایدا♥
1 اسفند 93 12:51
امیر مهدی خیلی نازی به منم سربزنید اپم
ترنم
پاسخ
ممنون چشم حتما
مينا مامان اميرعلي
2 اسفند 93 12:24
اي جانم.... يه بووووووووس گنده واسه شيرين پسر
ترنم
پاسخ
ممنون این ماچم برا امیر علی
مينا مامان اميرعلي
2 اسفند 93 12:25
مامانش ميتوني قطره آهن رو با كمي آب پزتقال مخلوط كني بريزي تو شيشه بدي بخوره.... مشكل ما با اميرعلي سر اين مسئله اينجوري حل شد
ترنم
پاسخ
بله ممنون از راهنمائیت عزیزم آخه امیر مهدی هنوز نمیتونه آب میوه بخوره
مامان پری
2 اسفند 93 13:29
عزیزدلم چقد نازی تو امیر مهدی جون چقد هم شبیه فسقلی منی هم شیطون وهم دوست داشنتی خداحفظش کنه مامانش براش اسپند دود کن دوست دارم پیشم بود ویه گاز از اون لپ های خوشجلش میگرفتم
ترنم
پاسخ
منم فکر میکنم امیر مهدی و امیر محمد شبیه همن
مامان پری
2 اسفند 93 13:30
قشنگ و دوست داشتنی امیرمهدی جون
ترنم
پاسخ
ممنون
♥ نیکتا ♥
2 اسفند 93 15:30
چه پسری ماشاالله تقدیم به خوشگل ترین پسر دنیا: راستی دوست داشتید به منم سر بزنید
ترنم
پاسخ
ممنون وای خیلی قشنگه این گلها هم تقدیم به نیکتا حتما میام بهت سر میزنم
♥ مامان معصومه ♥
8 اسفند 93 19:50
سلام وای موش بخوردتت جوجو ماشالله خیلی نازه
ترنم
پاسخ
سلام ممنون
گیلدا
8 اسفند 93 20:49
سلام عزیزم ماشالله خدا حفظش کنه من لینکتون کردم
ترنم
پاسخ
سلام ممنون پس منم شما رو لینک میکنم
مامان عسل 
12 اسفند 93 22:27
ایییییی جووووووون دل چقدرجیگرررررری کاشکی پیشت بودم لپتومیخوردم آخ که خیلی خوشمزه اییییی
ترنم
پاسخ
ممنون لطف داری بفرمائید لپ
مامان نوشين و بابا علي
28 اسفند 93 9:24
تنها خداست که میداند “بهترین” در زندگیت چگونه معنا میشود! من در سال نو آن بهترین را برایت آرزو میکنم. نوروزت مبارک
ترنم
پاسخ
خیلی ممنون سال نو شما هم پیشاپیش مبارک ایشاله بهترین ها رو تو این سال داشته باشی